احمد احمدى بيرجندى
61
مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )
غروى اصفهانى ( كمپانى ) آية اللّه غروى اصفهانى در سال 1269 ه در خانوادهاى شريف و متمكّن در اصفهان ولادت يافت . در سنين نزديك به بيست سالگى به نجف اشرف رفت و از محضر درس اساتيد بزرگى مانند : آخوند خراسانى بهرهمند شد . غروى اصفهانى علاوه بر مقام اجتهاد در ادب عربى و فارسى نيز كم نظير بود و « مفتقر » تخلّص مىكرد . ديوان اشعارش مشتمل بر مدايح اهل بيت ( ع ) و غزلهاى عرفانى چاپ شده است . غروى در سال 1361 ه چشم از جهان فرو بست . 16 فى مدح سيّدة النساء سلام اللّه عليها دختر فكر بكر من ، غنچهء لب چو وا كند * از نمكين كلام خود حق نمك ادا كند طوطى طبع شوخ من گر كه شكر شكن شود * كام زمانه را پر از شكّر جانفزا كند بلبل نطق من ز يك نغمهء عاشقانهاى * گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا كند خامهء مشكساى من گر بنگارد اين رقم * صفحهء روزگار را مملكت ختا 2815945 خ 0 1 خ كند مطرب اگر بدين نمط ساز طرب كند گهى * دائرهء وجود را جنّت دلگشا كند شمع فلك 3815945 خ 0 2 خ بسوزد از آتش غيرت و حسد * شاهد معنى من ار جلوهء دلربا كند وهم به اوجِ قدسِ ناموس إله كى رسد ؟ * فهمِ كه نعتِ بانوى خلوت كبريا كند ؟ ناطقهء مرا مگر روح قدس 4815945 خ 0 3 خ كند مدد * تا كه ثناى حضرت سيّدهء نسا كند فيض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه * چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهى كند صورت شاهد ازل معنى حسن لم يزل * وهم چگونه وصف آيينهء حق نما كند